السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
347
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
« خارج محمول » مىنامند . حالت دوم : اينكه همانطور كه محمول در ظرف تشكيل قضيه تصورى جدا از تصور موضوع دارد ، كه عارض بر موضوع شده و حكم به اتحاد آن با موضوع مىشود ، در خارج نيز واقعيتى جدا از واقعيت موضوع دارد ، كه عارض بر موضوع شده و يك نوع اتحاد و يگانگى با آن پيدا مىكند . مانند قضيهء : انسان متعجب است ، يا خندان است . تعجب و خنده ، هردو ، در خارج واقعيتى جدا از ذات انسان دارند كه به انسان ضميمه شده و آن را متصف به متعجب و خندان مىكنند . علامهء طباطبائى در نهاية الحكمه ( مرحلهء پنجم ، فصل چهارم ) پس از ذكر اين بيان در معناى محمول بالضميمه مىگويند : « تعريف يادشده براى « محمول بالضميمه » رأى مشهور فلاسفه است [ و مبتنى بر اين عقيده است كه اعراض ، وجودى جدا از جوهر دارند كه به آن ملحق و ضميمه مىشود . اما اين مبنا غلط است و ] حقيقت آن است كه عرض از مراتب وجود جوهر مىباشد . مراتب ثبوت ثبوت همان تحقق و وجود است ، و داراى سه مرتبه است : 1 . ثبوت حقيقت عينى وجود : بنابر اصالت وجود ، تنها چيزى كه بالاصالة ثابت مىباشد و تحقق دارد ، حقيقت عينى وجود است . ثبوت حقيقت عينى وجود ، يك ثبوت ذاتى است نه آنكه آن را از غير گرفته باشد ، مانند سفيدى رنگ كه ذاتى آن مىباشد . بلكه بايد گفت كه هيچگونه مغايرتى ميان وجود و ثبوت نيست و وجود ، عين ثبوت و تحقق است نه آنكه داراى ثبوت و تحقق باشد . 2 . ثبوت ماهيت : دومين مرتبهء ثبوت ، ثبوتى است كه به ماهيت نسبت مىدهيم ، چنانكه مىگوييم : انسان هست ، سفيدى و سياهى هستند ، جواهر و اعراض در خارج تحقق دارند و مانند آن . ماهيت گرچه يك امر اعتبارى است و حقيقتا ثبوت و تحققى ندارد ، اما چون انعكاس وجودهاى خارجى براى ذهن است ، عقل نوعى ثبوت و تحقق را براى آن اعتبار مىكند . به ديگر سخن : آنچه حقيقتا در خارج هست و تحقق دارد وجود حسن و وجود حسين و مانند آن است ، اما اين وجودها در قالب ماهيت انسان در ذهن انعكاس مىيابند ، و از اينروى عقل ناچار مىشود كه بگويد : انسان هم در خارج هست و تحقق دارد . درست مانند تكه كاغذى كه به شكل مربع بريده شده است . آنچه در خارج هست يك